میان سرخی سینه ی افق ها ، در بین وسعت دیدگان صحرا، رسیده از سفر کاروان خسنه، رسیده محمل دختران زهرا، وای حسین حسین حسین 

دستان لرزان قبله ی سیادت ،در سختی سفر می کند حکایت ، سپاه جبرئیل بال خود گشوده، عزیز فاطمه آمده زیارت وای حسین حسین حسین

چشمان غرق خون دلهای شکسته،گل های بی رمق مادران خسته، هر لاله روی خاک حای یک شهیذ است، هرکس سر قبر لاله ای نشسته،آثار خیمه ها مثل یک سراب است،آثار خونین بارش شهاب است، هرکس به سجده ی کعبه ی شهیدی ، شهید علقمه قبله ی رباب است، وای حسین حسین حسین 

بهار دیگری این خزان ندارد، مزار عاشقان سایه بان ندارد، در زیر باغ غم قامت ها خمیده، سه ساله دیگری کاروان ندارد، اشکی چکیده بر قبر یار زینب ، کنار قبر او شد مزار زینب ، افتاده روی خاک ناله می سراید، ای بی کفن حسین ای سالار زینب ای بی کفن خسین ای سالار زیینب